این روزا اتفاقای زیادی داره میافته ، و من کاملا از برنامه ها جا موندم چون من فوق العاده احساسی و حساسم ،
عصری با کارفرمام که چهارساله باهاش مارمیکنم صحبت میکردم ، خیلی ملایم گفت حالا حالاها کنسله کار ،تسویه میکنم باهاتون ، با این شرایط و این شرایط اینترنت فعلا کاری نمیتونیم بکنیم .
فقط من نیستم ، خیلیای دیگه هم هینطورن ، ما که بلاخره یه راه دیگه پیدا میکنیم ولی یادمون نمیره کجاها امیدمون و نا امید کردید
.
.
روزی یکبار برم اکسپلور گریه میکنم ، چ جوانانی اسماعیل چ جوانانی
.
.وقتی مامانم دو طرف لپم پیشونیم و چشامو میبوسه همون لحظه قابلیت اینو دارم تموم شم ❤️🔥🦢
.
.
بعداز ۲۳ سال تنهایی یوقتاییم دلم میخواد کاش یکی بود کنارم ولی باز کاینات دنیا ادماش بهم نشون میدن مردا یه قرونم نمی ارزن
.
.
اوضاع منطقه داره قاراشمیش میشه ، اگه طبق گفته اون تجربه گره بشه قراره یک اپیزود جدید فوق اکشن تو ایران ببینیم
.
.
دلم میخواد عمیقا ها از ته ته دلم برم سوییس
مامانمم ببرم
من برم سرکار مامانم بمون خونه چا بخوره ازاون طبیعت لذت ببره من برگردم ی استراحت کنم باهم بریم تو طبیعت کیک و چای بخوریم و برگردیم خونه